نیارق و دفاع مقدس
روستای نیارق در بطن خود مردمانی پرورش داده که اگر نیم نگاهی به احوال گذشته این دیار داشته باشیم می بینیم که اهالی در مقابل ظلم و ستم حتی یک آن سر خم نکرده و قهرمانانه به مبارزه برخاسته اند.البته آشکار است هر کجا که ظلم و پایمال حقوق باشد مبارزه هم وجود خواهد داشت.
مبارزه با فئودالها و خانهای خودسر مبارزه با باجگیران و حرامی ها و راهزنان ...و در چند دهه اخیر هم مبارزه با حکومت طغیانگر و منهوس پهلوی و پیکار با رژیم بعثی عراق به سرکردگی صدام حسین نمونه هایی از رشادتهای اهالی این دیار است که بحث در مورد همه اینها فرصتی بیشتر می طلبد و از مجال این مقال خارج است.لذا در این مجال کوتاه قصد بر این است به نیارق در دوران دفاع مقدس به طور اجمال پرداخته شود هرچند نوشتن از دفاع مقدس کاری سخت و دشوار است و قلم راقم این سطور توانایی به تصویر کشیدن رشادتهای مردم قهرمان پرور این دیار را ندارد با این حال حقیر از سر شوق و عشق به مکتوب نمودن فرهنگ منطقه خصوصا فرهنگ ایثار و از جان گذشتگی،که به ماندگاری فرهنگ کمک شایانی می کند به تحریر این مقاله کوتاه اقدام کرده است تا چه قبول افتد و در نظر آید
همچنانکه می دانیم ملت ایران اسلامی هشت سال با دشمن سراپا مسلح با دست خالی (مسلح به ایمان)جنگید .البته نه فقط در مقابل رژیم عراق بلکه در مقابل بیش از سی کشور ابرقدرت جهان که حامی صدام دیکتاتور بودند خم به ابرو نیاورد و قهرمانانه از خاک و ناموس کشور دفاع نمود.
روستای نیارق با اینکه در منطقه ای دور از مرز عراق واقع شده اما در زمان جنگ تحمیلی به یکی از مناطق مهم از جهت اعزام نیرو و کمک های مردمی به جبهه ها بود. زنان غیرتمند نیارقی از طریق پخت نان و تهیه مایحتاج ضروری و ارسال آن به جبهه ها،اعزام مردان غیور و قهرمان از هر قشر و طبقه (کارگر - کشاورز -نجار - کارمند - محصل - معلم - راننده و ...)روستا را به یک منطقه امتحان داده تبدیل نمود این حرکتها باعث شد تا هر وقت در منطقه سخن از دفاع مقدس می شود نام نیارق سر آغاز سخن می گردد..
...در زمان جنگ تحمیلی اهالی اخبار را از طرق مختلف در یافت می کردند برخی اخبار و اطلاعات را از طریق رادیو و تلویزیون پی گیری می کردند و چون اهالی اکثر روستاها و نیارق در اوایل جنگ از نعمت برق محروم بودند اهالی تلویزیون را بوسیله باطری ماشین و تراکتور و ...روشن می نمودند. و به خانه آنانی که دارای این امکانات بود جمع شده و از حال و هوای جبهه باخبر می شدند و رادیو هم به جهت اینکه با باطری (قوه)یک و نیم ولتی کار می کرد تقریبا در همه خانه ها وجود داشت و اکثر مواقع خصوصا در اماکن عمومی روشن گذاشته می شد .

برخی اهالی هم از طریق روزنامه ها و مصاحبه با رزمندگانی که به مرخصی می آمدند از اخبار جبهه ها با خبر می شدند .
اهالی عصر هر روز برنامه پرمخاطب "جبهه لردن پیام "رادیو مرکز اردبیل را گوش می دادند هر روز در این برنامه پیام رزمندگان را که بوسیله نامه از مناطق مختلف جبهه دریافت می شد به اطلاع عموم می رسید و غالبا پیام رزمندگان نیارقی در این برنامه خوانده می شد .
وقتی یکی از رزمندگان در جبهه به درجه رفیع شهادت نایل می گردید خبر شهادت ،فوری و سریع در کوچه های روستا می پیچید و کسانی که در خارج از روستا بسر می بردند بعد از شنیدن خبر در کمترین زمان ممکن خود را به روستا می رساندند .
در روز تشییع جنازه پاک شهدا، روستا مملو از جمعیت می شد این روز همه اقشار دست از کار و فعالیت کشیده و مدارس روستا هم تعطیل می شد و معلمان و دانش آموزان در کنار اهالی در این مراسم معنوی شرکت می جستند...
...در این روز نیارق حال و هوای دیگری بخود می گرفت اهالی روستاهای اطراف هم از جمله سوها - بریس - گرمه چشمه -محمود آباد - آبی بیگلو(اکنون به شهر تبدیل شده است)و ...در این مراسم معنوی حضور پیدا می کردند .شرکت کنندگان تا یک کیلو متری روستا به استقبال شهدا می رفتند البته نزدیکان و خانواده شهدا برای تحویل پیکر پاک شهید صبح همان روز باید در بنیاد شهید اردبیل حاضر می شدند .
برخی از شعارهایی که در حین تشییع شهدا توسط اهالی و دیگر میهمانان سرداده می شد عبارت بودند از:
جبهه لر قاندی
اود دوتوب یاندی
شهیدلر گلمیه جک
زهرایه مهماندی
شهیدلرین مزارینی اوپوب آغلارام من
اسلام یوایندا عشقیله پیمان باغلارام من...
از صحبتهایی که از جبهه و جنگ توسط رزمندگان در مجالس عمومی و میان خانواده ها می شد در زندگی روزمره کودکان و افراد کم سن و سال هم تا ثیر گذاشته بود طوری که اکثر بازی ها و تفریح های کودکان روستا تمثیلی از جبهه و جنگ بود و مشق نظامی .گاهی در کوچه های روستا دیده می شد گروهی در پشت خاکریز در حال انهدام تجهیزات فرضی دشمن هستند و یا با دشمن در حال جنگ اند.
کودکان شعری هم به این مضمون داشتند که گاهی در حین بازی زمزمه می کردند.
خیرداجا چیراق دود ائدیر
صدامی نابود ائدیر ...