اولین پایگاه رسمی نیارق در دهکده جهانی

اولین پایگاه رسمی نیارق در دهکده جهانی

در یکی دو دهه اخیر شاهد دوجریان در حوزه اجتماعی با عنوان بومی گرایی وجهان گرایی بوده ایم که شاید در نظر عده ای این دو پدیده متضاد هم دانسته شود ولی در واقع چنین نیست چرا که این شکوفایی فرهنگ های بومی است که فرهنگ جهانی را محقق می سازد . شکل گیری سایت های محلی را میتوان در این باب مورد توجه قرار داد .

بدون شک همه انسانها زادگاه و میهن خود را دوست میدارند و اهالی نیارق نیز از این قاعده مستثنی نیستند . با توجه به اینکه زمان چندانی از رایج شدن وبلاگ نویسی در کشور ومنطقه نمی گذرد فرهنگ دوستان نیارق و منطقه هم همگام با مردم سایر نقاط کشور جهت معرفی داشته های منطقه اقدام به ایجاد وبلاگ نمودند طوری که اگر سری به موتورهای جستجوگر در اینترنت بزنیم فعالیت دهها وبلاگ را شاهد خواهیم بود که کلی اطلاعات در دسترس علاقمندان قرار می دهد در این خصوص نباید دغدغه فکری همولایتی و دوست عزیمان آقای میراحمد سیدرحیمی را از نظر دور نگاه داشت چرا که این نویسنده محترم علاوه بر فعالیت در وبلاگ نویسی اخیرا با ایجاد سایتی فعالیتش را گسترده تر ویا به عبارتی دیگر رسمی تر نموده است . که در نوبت خود نقطه شروع یک حرکت گروهی می باشد که فعالین فرهنگی را در اشاعه فرهنگ منطقه بیش از پیش امیدوار میسازد ضمن تبریک عید نوروز و تولد اولین سایت نیارق به تمامی فرهنگ دوستان ، صاحبان اندیشه و قلم توفیقات روز افزون مدیریت سایت را در این امر خطیر و ظریف از حضرت باری تعالی مسئلت می نماییم.

برای مشاهده سایت  نیارق را کلیک کنید

نیارادا رایج اولان اوشاق فولکوریندان بیر نمونه

  نیارادا رایج اولان اوشاق فولکولوریندان بیر نمونه

 

خالقیمیزین شفاهی ادبیاتینین مهم بیر حیصه سیده اوشاق ادبیاتیدیر .اوشاق ادبیاتی چوخ گوجلی و قول قانادلی اولسادا تاسفلر اولسون کی اولدوغو کیمی اهمیت وئریلمه ییب دیر.

بعضا منه بو سوال قاباغا گلیر کی نئجه اولدو بیزیم بو ناغیل لاریمیز،شعرلریمیز؟،...

اوستاد شهریارین گوزل بیر مصراع سی وار کی دئییر:کئشدی گئتدی ایتدی باتدی داغیلدی.دوغورداندا بئله دیر...ایتدی باتدی داغیلدی

آی تئشتی تئشتی تئشتی،ووردوم گیلانی کئشدی...

الیمی پیچاق کسیبدی دسته پیچاق کسیبدی....

اوشودوم آی اوشودوم داغدان آلما داشیدیم.....

هی ی ی ی.......یادش بخیر

تخمینا ۳۰ ایل بوندان قاباق قیش گئجه لرینین بیرینده(بایرام آییندا) اوستونه نیمداشت بیر پالاز اورتولموش کورسو تویوندا بیر قوجا ننه دن ائشیتدیگیم بیر حکمتلی ناغیلی قوللوغونوزا چاتدیرماق ایستردیم.

بیر قاری ننه قیش فصلینده دانانی طوله دن چیخاردیب سووارماق اوچون کندین بولاغینا آپاریر یولدا قارینین آیاغی سوروشوب ییخیلیر.او بوزا اوز دوتوب دئییر:

آی بوز سن نه گوجلوسن؟

بوز:گوجلو اولسایدیم منی گون اریتمزدی

آی گون سن نه گوجلوسن؟

گون:گوجلو اولسایدیم یوزومو بولود آلمازدی

آی بولود سن نه گوجلوسن؟

بولود:گوجلو اولسایدیم مندن یاغیش یاغمازدی

آی یاغیش سن نه گوجلوسن؟

یاغیش:گوجلو اولسایدیم اوت مندن بیتمزدی

آی اوت سن نه گوجلوسن؟

اوت:گوجلو اولسایدیم قویون منی یئمزدی

آی قویون سن نه گوجلوسن؟

گوجلو اولسایدیم چوبان منی کسمزدی

آی چوبان سن نه گوجلوسن؟

گوجلو اولسایدیم سیچان چوره ییمی یئمزدی

آی سیچان سن نه گوجلوسن؟

سیچان:گوجلو اولسایدیم پیشیک منی یئمزدی

آی پیشیک سن نه گوجلوسن

پیشیک:گوجلویم آی گوجلویم 

دمیر داراق دیشلییم

تندیر اوستو قیشلاغیم

یوکون اوستو یایلاغیم

قادین هر نه پیشیرسه

اودا منیم بوغ یاغیم

 

طرحي نو در تركي ستيزي

طرحي نو در تركي ستيزي


چندي پيش در پيشخوان يكي از روزنامه فروشي هاي اردبيل تيتر"زبان تركي در آذربايجان" نظرم را جلب كرد كه در هفته نامه طرح نو "چاپ تبريز"به چاپ رسيده بود.نشريه را جهت افزودن به اطلاعات خود  تهيه نمودم.در كمال ناباوري به مطالبي برخوردم كه به هيچ وجه  انتظارش را نداشتم.

طرح نو در زير تيتر مورد اشاره كه نويسنده اش عباس اقبال آشتياني(1324)معرفي شده است مطالبي بر عليه مردم قهرمان پرور و سرافراز ترك زبان ايران اسلامي عنوان كرده و جسارت را بدانجا رسانيده كه تركمان را بي تمدن و... معرفي نموده است . وزبان تركي را يك زبان تحميلي قلمداد كرده و آورده است " جمعي مغرض يا بي خبر آن را (زبان تركي را) زبان مادري مردم آذربايجان مي گويند " البته اين گونه حركات تا كنون نتوانسته ونمي تواند هيچگونه خللي در فرهنگ غني آذر بايجان وارد كند چنانكه تاريك انديشان وشوونيست ها هم با استفاده از تريبون هاي مختلف نتوانسته اند در اين باره كاري به پيش ببرند .

همين غربي ها كه فرهنگ شان را قبول نداريم ! با هموطناني كه به زبان هاي غير از زبان هاي آنها صحبت ميكنند خيلي بهتر از ما رفتار ميكنند اگر به كشورهاي چند زبانه مثل سوييس ، بلژيك ، كانادا و حتي عراق نگاه كنيم مي بينيم كه  يكديگر را به خاطر داشتن زبان مختلف محكوم و يا متهم نميكنند وبراي انكار وسركوب زبان هاي هم ميهنان خود از اين تئوري هاي ساختگي ياري نمي طلبند.

از نظر ما و خيلي ها بي خبر ومغرض كساني اند كه ندانند زبان مادري زباني است كه فرزند از مادرش در دوران كودكي آموخته است خواه زبان فارسي باشد يا عربي ،انگليسي و يا توركي .....واگر قدمت چند هزار ساله تركان( به گواه تاريخ ) در منطقه را موقتا كنار بگذاريم  باز با هيچ شك و شبهه اي زبان تركي زبان مادري ملت و ترك زبانان آذربايجان مي باشد.

در قسمتي از مقاله منتشره انتشار زبان توركي "بدبختي وگناه "دانسته شده وآمده است "بدبختانه با شواهد و مدركي كه در دسترس است گناه انتشار زبان توركي در آذر بايجان بيش از آنكه متوجه ايلات توركي باشد ... به گردن شخص شاه اسماعيل صفوي است " عجبا!!!ما تا حال نمي دانستيم انتشار زبان مادري از گناهان محسوب ميشود آنهايي هم كه يكي از زيان ها را پاس ميدارند لابد از اين فتواي جديد بي اطلاع اند ولي ما بر اين باوريم كه زبانها يكي از نعمت هاي پروردگار متعال ميباشد كه بايد از آن مواظبت نمود وقدر دانست . ديگر اينكه اگر شاه اسماعيل با گناهي كه مرتكب شده توانسته در شهرها و روستاهاي مختلف ايران زبان توركي را انتشار دهد چطور با آن قدرتي كه داشته نتوانسته است توركي رادر عنبران كه در نزديكي اردبيل قرار دارد منتشر كند ؟ واگر شاه اسماعيل در صدد انتشار زبان توركي بود به هيچ وجه با همزبانان خود ( تركان عثماني در چالدران ) نمي جنگيد .

 در جلد دوم صفحه 64 كتاب اردبيل در گذر گاه تاريخ ميخوانبم : بعضيها چنين پنداشته اند كه شاه اسماعيل صفوي اين زبان ( توركي ) را رواج داد و آن را زبان مردم آذر بايجان نمود ولي اين گفته ها هر آينه بدون توجه به تاريخ بيان شده است ودر ادامه آورده : وقتي كه شاه اسماعيل قيام كرد زبان توركي بين مردم آذر بايجان شايع بود وعامه نيز بدان سخن ميگفتند . ودر جواب اينكه شاه اسماعيل تورك نبوده آمده :خود ( شاه اسماعيل ) نيز از بطن مادر تورك نژاد يعني دختر اوزون حسن آق قويونلو بدنيا آمده است.

مقاله بانام شخصي معلوم الحال – سيد احمد كسروي – آغاز شده وآمده كه وي حق اين موضوع ( موهومات) را ادا كرده است اكثر نويسنده گان وصاحب نظران نامي  بر اين عقيده اند كه انحرافات و روح طغيان گر كسروي اظهر من الشمس است وترويج نمودن عقايد ونظرات كسي كه شيعه وحتي امامان را هم قبول ندارد ونوشته هايش اكثرا ترويج بي ديني وفساد است آيا تاييد عقايد او نشانه تجليل از عقايد او نيست ؟

پي نوشت اين مقاله خواننده گان را براي كسب اطلاعات بيشتر به تحقيقات مينورسكي ارجاع داده است حقير مستقيما به اين منبع دسترسي ندارد ولي در كتاب دين ودولت عصر صفوي به نقل از محقق ياد شده آمده " تركي كه زبان شاهان صفوي بود به ايرانيان تحميل نشد وبيشتر از ترك شدن ايران جلوگيري شد . "

امروزه نه تنها اين نشريه بلكه برخي نشريات وسايت ها نيز همواره با تورك زبانان آذربايجاني دشمني ميورزند علت اين دشمني كه در كتاب زبان تركي و موقعيت گذشته و كنوني آن ...هم آمده  از آنجا ناشي ميشود كه در طول هزاران سال تركان در راس حكومت هاي ايراني و در قالب پادشاهان و سلاطين ،وزرا ،فرمانداران ايلات و ولايات و فرماندهان كشوري و لشگري بوده و پارسيان و تاجيكان بيشتر به عنوان منشيان و رعايا در خدمت آنان بوده اند . اين عامل باعث حقارت در ناسيوناليستهاي افراطي شده پس از حاكميت خاندان پهلوي بر ايران كه خود رامنتسب به پارسيان ميكرد در پي تلافي اين حقارت چند هزار ساله بر آمده اند . اكنون نيز باز مانده هاي همانند كه در تلاشند علاقه مندان به فرهنگ آذر بايجان را كه قسمتي از ايران عزيز است در دام خود گرفتار سازند . نه تنها صفويان بلكه در طول امپراطوري چند هزار ساله تركان در ايران هيچ سلطان توركي جهت توسعه وترقي ويا تحميل زبان توركي كوچكترين اقدامي به عمل نياورده وبالعكس در تحصيل زبان فارسي دري كه زبان تاجيكان وافغانان يوده كمترين مضايقه اي نكرده اند كه مجبور كردن شيروان شاه نظامي گنجوي را جهت سرودن منظومه ليلي ومجنون به زبان فارسي نمونه اي از اين تحميلات است .

زبان بومي ايرانيان ساكن استان هاي فارس نشين امروز هم قبل از مهاجرت فارسها به ايران ايلامي بوده است ولي چون فارسها با امدن شان به ايران ومناطق فارس اكثريت نسبي جمعيت منطقه را تشكيل داده اند و خود را فارس خوانده اندو كسي هم نگفت فارسها زبان شان را بر بوميان ايلامي تحميل كرده اند ويا كسي ادعا نكرد كه فارسهاي كنوني در اصل فارس نيستند بلكه ايلامي هستند وچون زبان ايلامي ها از نظر ريشه شناسي با تركي يكي است وجزء زبانهاي التصاقي ميباشد در حقيقت اصل و ريشه فارسها از توركها است

در تهيه وتنظيم اين مقاله از منابع قابل دسترسي زير استفاده شده است :

 

آذربايجان در مسير تاريخ/رحيم رئيس نيا-تاريخ ديرين تركان/پروفسور زهتابي-مجله وارليق/شماره 107-زبان تركي وموقعيت گذشته وكنوني آن /حسن راشدي – اردبيل درگذر گاه تاريخ جلد 2 /بابا صفري/ضرورت تحصيل به زبان مادري در آذربايجان _انديشه اردبيل و ويژه نامه پيام نيارق(پيام اردبيل)- محمد علي اوجاقي نيارق

هردم از این باغ بری می رسد

 

هردم از این باغ بری می رسد

 

در چند سال اخیر برخی نشریات شمالغرب کشور به درج مطالبی در رابطه با یکی از کشورهای همسایه (جمهوری آذربایجان) اقدام می نمایند که از مطالبشان چنین برمیآید که نویسندگان ان اهداف خاصی را دنبال می کنند و شاید هم در زیر چتر ارگان هایی اقدام به تهیه و انتشار مقالات سفارشی و جهت دار می نمایند.گاهی از طرف این نشریات کارهایی انجام می پذیرد که بیشتر به شوخی شباهت دارد تا تاریخ، مثلا تحریف نام جمهوری اذربایجان(که کشورمان آنرا به رسمیت می شناسد)به ایران شمالی از ابتکارات ویژه این نشریات است.

با نیم نگاهی به مقالات منتشره می توان دریافت که اهداف صاحبان این نشریات توسعه طلبی جغرافیایی به هر طریق ممکن است که در عصر دهکده جهانی از نظر هر کسی فکری عاقلانه و منطقی به نظر نمی رسد.این گونه اعمال ناشیانه به غیر از ایجاد تنش و صف ارایی میان دو کشور همسایه سود دیگری نمی تواند داشته باشد.

بعضا هم مقالات توهین امیزی بر علیه ترک زبانان کشور عزیزمان در این گونه نشریات انتشار می یابد که متاسفانه بدون هیچ گونه پروایی به اقدامات توهین امیزشان ادامه می دهند و با تیراژ بالایی هم در استانهای شمالغرب توزیع می کنند و کسی هم جلودارشان نیست.

حقیر به عنوان یک نیارقی که جزوی از خطه قهرمان پرور اذربایجان است مطلبی در باره یکی از مقالات توهین امیز منتشره در یکی از  نشریات (چاپ تبریز) تهیه و تنظیم نموده ام که بزودی در این وبلاگ منتشر خواهد شد.