بازخوانی قیام تاریخی نیارق
نيارق و تظاهرات خونين 18 ديماه ۱۳۵۷
روستاي نيارق از توابع بخش ويلكيج و در 30 كيلومتري مركز استان (اردبيل ) قرار دارد این روستا همچون نگيني در حلقه كوهها و تپه ها واقع شده است . نیارق از جمله مناطقي است كه در روزهاي انقلاب اسلامي شهيداني را تقديم انقلاب كرده است پنج شهيد و 19 مجروح اين روستا در دوران انقلاب (18 دي ) و روزهاي سخت مبارزه با طاغوت بيانگر حضور فعال اهالي اين سامان در صحنه هاي انقلاب اسلامي است يكي از شهيدان بانوي جواني بود كه هنگام شهادت طفلي نيز در رحم داشته است آرامگاه اين شهيدان به طرز نماياني در دل قبرستان روستا قرار دارد در همان سالها فيلمي از طرف كارگردان محترم جناب آقاي اصغر جاويد با همت صدا و سيماي مركز اردبيل و با همكاري اهالي پیرامون انقلاب نيارق تهيه شد كه همه ساله در ايام مبارك دهه فجر از طريق همين مركز (مركز اردبيل ) و شبكه هاي سراسري پخش مي شود.
با این حال اين واقعه انقلابي كه يكي از مهمترين وقايع دوران انقلاب منطقه اردبيل به شمار مي آيد تاكنون به صورت مكتوب در اختيار علاقه مندان قرار داده نشده است در حالي كه اكثر وقايع انقلابي مناطق ديگر به صورت كتاب و حداقل مقاله منتشر شده است لذا حقير به عنوان يكي از اهالي اين روستا و وفادار به اهداف اصيل انقلاب بر خود وظيفه دانستم هر چند با قلم ضعيف ولي با عشق و علاقه قوي به زادگاهم نيارق نوشته اي در مورد وقايع دوران انقلاب اين روستا تهيه و به هموطنان عزيز مخصوصاً اهالي محترم نيارق تقديم دارم تا چه قبول افتد و در نظر آيد .
در ادامه حركتهاي انقلابي مخصوصاً بعد از به خاك و خون كشيده شدن حوزه علميه قم (19 دي 56 ) توسط ايادي رژيم گذشته اهالي روستاي نيارق و نيز همزمان با شهرهاي ديگر ايران از جمله تهران – تبريز و اردبيل به حمايت از امام خميني و بر عليه نظام پهلوي برخاستند. اهالي هر روز با حمل پلاكاردهايي با شعارهاي انقلابي در خيابانهاي شهر اردبيل همگام با مردم انقلابي اين شهر در راهپيمائي ها شركت و خشم خود را از رژيم پهلوي نشان مي دادند
زماني كه اين حركت با ماه محرم مصادف گرديد اهالي در مساجد روستا بعد از پرداختن به عزاداري و روضه خواني توسط روحاني محترم روستا حجة الاسلام سيد علي موسوي انزجار خويش را از حكومت پهلوي نشان مي دادند و هر روز به غير از مساجد در كوچه هاي روستا هم با دادن شعارهايي بر عليه نظام شاهنشاهي ، پشتيباني خويش را از حضرت امام خميني اعلام مي نمودند .
حركت انقلابي نيارق روز به روز منسجم تر و با شكوهتر مي شد طوري كه راهپيمايي بعضي روزها با درگيري پراكنده اهالي با مأمورين پاسگاه ژاندارمري خاتمه مي يافت .
مأمورين به خاطر ترس از گسترش اين حركت شبها را حكومت نظامي اعلام و تمامي مغازه دارها را وادار به تعطيلي مغازه ميكردند و هيچ كس حق نداشت از ساعت 9 شب به بعد از خانه خارج شود . اين روزها به غير از حكومت نظامي و بازداشت مكرر اهالي بتوسط مأموران ژاندارمري كه مردم را خيلي خشمگين كرده بود. حتي يكي از معلمين مدرسه نيارق بنام آقاي قانعي لنگرودي را هم به تبليغ بر عليه شاه در كلاس، به مدت چند ساعت در پاسگاه بازداشت كردند. همه اهالي روستا پير – جوان - زن و مرد و حتي كودكان هم شجاعانه و با هيچ گونه اعتنايي به اين گونه تهديدها همچنان به فعاليتهاي انقلابي خويش ادامه مي دادند و روستاهاي اطراف از جمله سوها – گرمه چشمه بريس و … هم با اهالي همنوا شده و در تظاهراتها شركت مي كردند .
در يكي از همين روزها يعني عصر دو شنبه مورخه 18 ديماه 1357 شمسي برابر با نهم صفر 1339 قمري حركت شكوهمند و انقلابي نيارق به نقطه اوج خود رسيد . در اين روز كه هوا هم بيش از اندازه سرد بود اهالي روستا مثل روزهاي قبل تظاهرات آرامي را از مقابل مسجد روستا شروع و بعد از گذشتن از كوچه هاي اصلي اهالي روستاهاي همجوار از جمله سوها هم به جمع راهپيمايان پيوستند و با دادن شعارهايي از جمله :
اي مسلمانلار سيز الله تابع زور اولمايون
شاه اوزي موز دور دور موز دورا موزدور اولمايون
قولدور رضانين اوغلي گل چيخ گئد
الدن اله بيز اسلحه آللوق
قولدور رضانين اوغلون
تختدن يئره ساللوق
مرگ بر شاه
و بعضاً با اشعاري طنز انزجار خويش را از نظام ستمشاهي به نمايش گذاشتند در قسمت پاياني تظاهرات قطعنامه اي مبني بر اينكه شاه بايد ايران را ترك كند ما استقلال و آزادي مي خواهيم – كشور ما بايد حكومت مستقلي داشته باشد و ما بايد يك حكومت اسلامي داشته باشيم، توسط يكي از اهالي خوانده شد تظاهرات كنندگان هم با نداي الله اكبر متن قطعنامه را تأييد مي كردند. وقتي كه اهالي نيارق ميهمانان انقلابي يعني اهالي سوها را بدرقه مي كردند نظاميان پاسگاه ژاندارمري به طرف اهالي آتش گشوده و در اول چند تير هوايي شليك و بدنبال آن قلب مردم را نشانه گرفتند. شاهدان مي گويند كه برخي از مأمورين هم از قهوه خانه واقع در نزديك حمام بيرون آمده و به پاسگاه رفته و به سوي مردم تيراندازي نمودند در اين حال اهالي متفرق شده و هر يك به خانه هاي نزديك پاسگاه پناه بردند .
در پي اين تيراندازي ها اهالي يكي پس از ديگري به زمين افتاده و به خون خويش غلطيدند. دختر خانمي بنام نازيلا سيد رحيمي در حالي كه كوزه آبي را از چشمه" حامام بولاغي" روستا پر كرده بود هنگام بازگشت به خانه مورد اصابت گلوله مأموران قرار گرفت و در لا به لاي تخته سنگي كه در پشت آشاغاحامام قرار داشت جان سپرد . يكي ديگر از خانمها بنام ملك منظر واحدي مورد هدف قرار گرفته و همراه با طفلي كه در شكم داشت به خون خويش غلطيد – محمد و مطلب راستگو در مقابل حمام مورد اصابت گلوله مزدوران قرار گرفتند و در دم جان سپردند و سراصلان خان محمد زاده در مقابل خانواده خويش توسط مأموران به خون خويش مي غلطيد .
بعد از چندین ساعت كه اوضاع كمي رو به آرامش بوده و اهالي با دادن تلفات زياد متفرق شده بودند از طريق همديگر اطلاع يافتند كه به غير از 5 شهيد 19 نفر ديگر نيز زخمي شده اند اهالي تمام شهدا را به خانه هاي خود (شهدا ) برده و مجروحين را شب هنگام به بيمارستان شير و خورشيد اردبيل انتقال دادند .
آنهايي كه به همراه مجروحين رفته بودند هنگام بازگشت خبر دادند كه در موقع بستري زخمي ها در بيمارستان ، مردم غيور و انقلابي اردبيل جهت كمك به مجروحين از قبيل اهداء خون آمادگي خود را اعلام و به جهت حمايت از قيام خونين اهالي در مقابل بيمارستان تجمع و اقدام مأموران را محكوم كردند .
در اين روز پرحادثه حتي تنها دبستان دولتي نيز از رگبار مسلسل در امان نماند. معلمي بنام بايرام زاده وقتي جان دانش آموزان را در خطر ديد شيشه پنجره كلاسها را شكسته و دانش آموزان را از پشت مدرسه به بيرون از كلاس هدايت ميكرد و دانش آموزان هم كه خيلي ترسيده بودند و اكثر آنها نمي دانستند كه چه اتفاقي افتاده است از كوچه پس كوچه هاي روستا خودشان را به خانه مي رسانند و البته يكي از بزرگترهاي خانواده اكثر دانش آموزان هم در اطراف مدرسه منتظر بودند كه دانش آموزان را همراه خود به خانه ببرند بعد از غروب خورشيد روز حادثه اهالي در هر كجاي روستا كه بودند خودشان را به خانه مي رساندند اين شب با تمامي شب هاي زمستانهاي گذشته روستا كاملاً فرق مي كرد در هر خانه از كوچك گرفته تا بزرگ همه صحبت از تظاهرات امروز بود از اسامي شهيدان و زخمي ها سخن مي گفتند گويي در اين شب داستانهاي حماسي و خيالي به حقيقت پيوسته بود در اين شب كه هوا بيش از اندازه سرد و بارش برف هم از ساعت 4 بعد از ظهر آغاز شده بود هر چند در تمامي خانه ها چراغها روشن بود ولي انگار خاموشي مطلق در روستا حاكم شده بود و هيچ نوري از هيچ خانه اي مشاهده نمي شد .
با اين حال اهالي خانواده هاي زخمي ها و مخصوصاً شهدا را تنها نگذاشته و براي دلداري و عرض تسليت به خانه هاي آنان مي رفتند و رفت و آمد تا پاسي از شب ادامه داشت. اكثر اهالي امشب بيدار مانده چون هر لحظه منتظر اتفاقي تازه بودند كوچكترها با دل نگراني و بزرگترها هم با دلي مطمئن به انتظار صبح و طلوعي ديگر نشستند . از طرفي از نزديكي هاي پاسگاه خبر مي رسيد كه مأموران ژاندارمري از ترس جان خود در دور تا دور ساختمان پاسگاه به طرز ويژه اي در حال گشت زني و نگهباني هستند يكي از اهالي در خاطراتش مي گويد در صبح فرداي حادثه وقتي به چشمه حامام بولاغي براي پر كردن كوزه آب رفته بودم هنگام پر كردن كوزه صدايي از فاصله چند متري شنيدم كه گفت «ايجازه وئر بو دبه لري دولدوروم» يعني اجازه بده اين دبه ها را پر كنم سرم را بلند كردم و ديدم كه چهار امنيه پاسگاه كه دو نفرشان مسلح همراه با خشاب اضافي و دو نفر ديگر هم كه دبه آب در دست داشتند در چند قدمي چشمه ايستاده اند وي مي افزايد مأموران هر چند مسلح بودند اما باز هم ترس و دلهره از سرو و صورتشان مي باريد و صورت همه شان پريشان بود. وقتي چند قدمي از چشمه فاصله گرفتم امنيه ها دبه ها را پر كرده و به سرعت به طرف پاسگاه حركت كردند در بين چشمه و پاسگاه در هر چند قدمي مأموران به پشت سرشان نگاه ميكردند و در واقع هر چهار طرف را كنترل مي نمودند .
در صبح يكي از همين روزها صداي ماشينهاي نظامي از دور به گوش اهالي رسيد برخي از اهالي تصور ميكردند كه مأمورين پاسگاه توسط بي سيم از ارتش اردبيل نيروي كمكي خواسته اند تا دوباره مردم را به رگبار ببندند ولي وقتي ماشينهاي ارتش در مقابل پاسگاه متوقف شد تمامي وسايل ساختمان پاسگاه را جمع آوري و بار ماشين هاي اعزامي نمودند و با تدابير شديد امنيتي نيارق را به مقصد اردبیل ترك كردند بعد از حركت چند صد متر ماشين ها براي لحظه اي در جاده توقف و دوباره به حركت خود ادامه دادند و بعد از رفتن مأمورين اهالي پاسگاه را به آتش كشيدند .
مراسم تشيع و خاكسپاري شهدا قبل از فرار مزدوران پهلوی از نیارق با نداي ملكوتي لا اله الا الله و الله اكبر با حضور جمع كثيري از اهالي و با شور و شوق فراواني انجام پذيرفت. شركت كنندگان در اين مراسم در مقابل روحاني محل (حجة الاسلام مير علي موسوي ) سينه سپر كرده كه در صورت گلوله باران و هر اتفاق ديگر در امان بمانند تا نماز ميت خوانده شود. اهالي تمامي شهيدان را در كنار هم و در قلب تنها قبرستان عمومي روستا به خاك سپرده و مجالس بزرگداشت هم با شركت اهالي و با حضور اهالي روستاهاي اطراف در مساجد روستا برگزار گرديد.
اهالي با وجود اين همه شهدا و مجروح كه قلبشان جريحه دار شده بود همه روزه از طريق رسانه ها مخصوصاً روزنامه هاي كيهان و اطلاعات اخبار انقلاب را دنبال مي كردند وقتي در 26 ديماه اطلاع يافتند كه شاه ايران را ترك كرده است اين روز را جشن گرفتند و همچنين در 12 بهمن ماه كه امام خميني وارد ايران شدند خيلي خوشحال شده و شعارهايي هم در وصف اين روز سر مي دادند از جمله اين شعارها : خوش گلوب سوز ايرانا خميني ايران اولوب گولوستان خميني. و بلاخره در 22 بهمن ماه كه روز پيروزي انقلاب اسلامي ايران بود جشن وصف نشدني در روستا به مانند تمام مناطق ايران برگزار شد .
در روز چهلم شهدا كه چند روز بعداز پيروزي انقلاب برگزار شد نيارق حال و هواي ديگري داشت خيل جمعيت به اندازه اي بود كه نيارق تا به حال چنين جمعيتي را در خود تجربه نكرده بود . اهالي روستاهاي اطراف از جمله سوها – گرمه چشمه – بريس – محمود آباد و حتي روستاي نيار كه در 30 كيلومتري نيارق و در نزديكي اردبيل واقع است با حمل پلاكاردهايي براي شركت در مراسم چهلم و عرض تسليت به نيارق آمده بودند اين مراسم با شور و شوق و با شكوه فراوان در مسجد جامع نيارق برگزار گرديد. در يكي از همين روزها آيت الله مسائلي امام جمعه وقت اردبيل براي تجليل از شهداي 18 ديماه وارد روستا شده و مورد استقبال گرم اهالي قرار گرفتند ايشان طي سخناني در مسجد جامع حركت به ياد ماندني اهالي را ستوده و ارج نهادند و بعد از سخنراني به همراه اهالي و خانواده هاي شهدا بر سر مزار شهيدان حاضر و فاتحه خواندند.
انعكاس قيام 18 دي در بين مردم و رسانه ها
چند ساعتي از تظاهرات عصر ۱۸ دی نگذشته بود كه اين واقعه در بين اهالي روستاهاي اطراف و حتي در روستاها و شهرهاي ديگر هم هر چند به صورت ناقص ، منتشر شد در آن شب خبر كوتاهي از طريق صدا و سيماي مركز تهران پخش شد.
بعد از پخش اين خبر از راديو برخي از اهالي كه در خارج از زادگاهشان بودند بعد از شنيدن خبر سعي داشتند به هر طريقي كه شده خودشان را زودتر به روستا برسانند و به طور كامل از ماجراي انقلاب باخبر شوند به احتمال قوي خبر گزاريهاي خارجي هم اين خبر را منتشر ساختند چرا كه در آن زمان يعني در زمان انقلاب اخبار ايران در صدر خبرهاي جهان قرار داشت و حتي كوچكترين خبر را هم در مورد انقلاب ايران منتشر مي كردند .
روزنامه هاي كيهان و اطلاعات هم هر چند كوتاه ولي خبر اين واقعه را در اولين شماره بعد از روز حادثه (19 دي ) منتشر كردند كه متن هر دو روزنامه را با هم مرور مي كنيم .
روزنامه اطلاعات : در تظاهرات يك روستاي اردبيل 6 نفر شهيد شدند
در جريان تظاهرات ديروز در روستاي نيارق 40 كيلومتري اردبيل به علت دخالت مأموران انتظامي 6 نفر شهيد و 13 نفر مجروح شدند. مجروحين در بيمارستان شير و خورشيد سرخ اردبيل بستري هستند و حال يكي از آنها وخيم است .
روزنامه كيهان : 6 نفر در تظاهرات اردبيل شهيد شدند
در تظاهرات يكي از روستاهاي اردبيل بنام نيارق 6 نفر كشته و 19 نفر مجروح شدند شهداي اين حادثه محمد راستگو 30 ساله – مطلب راستگو 27 ساله ملك نام 18 ساله همچنين شخص ديگري كه هنوز هويتش مشخص نيست كشته شدند اين تيراندازي ها 19 زخمي نيز به جاي گذاشت .
ياد آوري مي شود اين قیام اسلامی 5 شهيد و 19 نفر هم زخمي داشت. اسامي شهيدان عبارتند از : سراصلان خان محمدي متولد 1331 – مطلب راستگو متولد 1337 – ملك منظر واحدي متولد 1340 – نازيلا سيد رحيمي متولد 1343 – محمد راستگو متولد ۱۳۲۶