نگاهی به کاربرد کلمه آتا و... در نیارق

 

نگاهی کوتاه به کاربرد کلمات آغا،دده و آتا در نیارق و...

 

بنابر سنگ نوشته های اورخون لفظ آغا به معنی پدر می باشدکه در دوره های گذشته از جمله در زمان مغول آغا کلمه احترام آمبزی بوده و این لفظ به خاندان سلطنتی اطلاق می شده است.

در ترکی عثمانی آغا ، رییس ، اریاب و گاهی صاحب ملک و همچنین به معنی سرپرست خانواده هم آمده است و بعضا با کلمات دیگر نیز بکار می رود.مانند:چاووشی آغاسی=بازرس بازار ـ آغا بیگ=برادر ارشد

در میان اهالی ویلکیج از جمله روستای نیارق از گذشته های دور از لفظ آغا به معنی پدر استفاده می شود.

مقبره ای از سده های گذشته در قبرستان عمومی نیارق به یادگار مانده که در میان اهالی به آغا قبیری مشهور است.اهالی می گویند نام شخصی که در اینجا آرام گرفته میر باغیر است و بخاطر اینکه مورد احترام عام و خاص بوده "آغا "به نامش اضافه شده است.آغا قبیری یا همان (میرباغیر آغا)نین قبیری.

آغا معمولا به معنای بزرگ هم استعمال می شود مثل آغا قارداش= بوبوک قارداش ترجمه:(برادر بزرگ )این ترکیب قدیمی اکنون هم در نیارق رایج است.

آتا کلمه دیگر ترکی است که به معنی پدر بکار می رود بنا بر داده های تاریخ این لفظ در میان اوغوزها به عنوان احترام بدنبال نام اشخاص آورده می شده است مثل :حکیم آتا - سید آتا.

کتاب ارزشمند دانشنامه ایران و اسلام صفحه ۱۳به مقدس بودن این کلمه اشاره دارد و می نویسد "این کلمه معنی فرعی حکیم و حتی مقدس نیز دارد." آتالار سوزو که سخنان نغز و پر مغز پدرانمان است ترکیبی از کلمه آتاست.آتالار سوزو:آتا میندی آتاسینی تانیمادی

دده لفظ دیگری است که در نیارق و سایر نقاط آذربایجان به مفهوم پدر مورد استفاده قرار می گیرد.این کلمه از قدمت بیشتری برخوردار است.کتاب دده قورقود نزدیک به هزار سال قدمت دارد.با این حال این کلمه در میان نسل حاضر در حال فراموشی است و کمتر جوانی می توان یافت که پدرش را با لفظ زیبا و مقدس دده صدا کند.

در برخی لغت نامه ها دادا به معنی آتا آمده است حال برخی هم هستند که دادا را به برادر معنی می کنند و این گونه می پندارند که شکل قدیمی داداش دادا - داش -تاتا - تاش بوده که به مرور زمان دده داش - آتا داش - آتابیر و نهایت قارداش مبدل گشته است.

در کتاب اسناد و مکاتبات تاریخی ایران در جواب نامه (که به زبان ترکی نوشته شده) سلطان محمد که از طرف فرزندش شاهزاده مصطفی حاکم قرامان در خصوص نصب وی به فرماندهی سپاه و مامور جنگ با اوزون حسن کلمه "قارداش"بصورت "قرنداش" = قارینداش هم آمده است.

در حوالی نیارق چشمه ای با آب شیرین و گوارا به نام دده بولاغی وجود دارد که گویا در گذشته شخصی که مورد احترام و علاقه اهالی منطقه بوده از این چشمه استفاده می کرده است.وی هر کی بوده با نام دده شناخته می شده است...

منبع و ماخذ

  1. دانشنامه ایران و اسلام جلد اول
  2. داش و داداش سوزو حاقینداآچیقلامالار - عادل ارشادی فرد،نشریه ترکی یارپاق
  3. دیوان لغات الترک
  4. دایرت المعارف بزرگ اسلامی
  5. کتاب سنگلاخ میرزه مهدی استر آبادی
  6. کتاب اسناد و مکاتبات تاریخی ایران - گردآوری عبدالحسین نوائی چاپ سوم ۱۳۷۰
  7. مصاحبه با سالخوردگان روستای نیارق
  8. معلوماتی که این حقیر در طول زندگی کسب نموده است.

ملاحظه:استفاده از این مطلب و سایر مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع صحیح نمی باشد.

 

 

عارفان منطقه را بیشتر بشناسیم

 

از زندگی اجتماعی عارفان منطقه چه می دانیم

یکی از مقاصد گردشگری منطقه نمین از بعد فرهنگی ، مذهبی و عرفانی آرامگاه عارفان و عاشقان وارسته می باشد که در آرامستان های مرکز شهرستان ، شهر ها ،روستاهای تابعه و ...واقع اند.

علاوه بر اهالی سالانه عده کثیری از گردشگران سایر نقاط کشور(دوستداران علم و معرفت) به قصد زیارت به این منطقه سفر می کنند.

متاسفانه اطلاعاتی که از زندگانی عارفانه و آثار جاودانه این بزرگان در دسترس است بسیار اندک و ناکافیست،تا حایی که حتی در برخی روستاها نام عارفی که در مزار آرام گرفته شناسایی نشده و تنها با واژه "تربه" یا "توربه" مشهور است.

البته این حقیر سال گذشته به همت برخی دلسوزان فرهنگی صدا و سیما( رادیو مرکز اردبیل) در برنامه تاریخی میز (ویژه نمین)مطالبی هر چند کوتاه در باب این بزرگان و عارفان ارایه دادم که این گونه برنامه ها کافی بنظر نمی رسد.

اگر از طرف مسوولین فرهنگی اقداماتی از قبیل برگزاری کنگره حداقل در سطح استان،چاپ کتاب و...صورت پذیرد مسلما تاثیرش بسیار ملموس تر از سایر اقدامات خواهد بود.

با ملاحظه این واقعیات و برحسب وظیفه در جهت اشاعه فرهنگ منطقه تصمیم داریم زندگی شخصی و اجتماعی و آثار این عارفان و پیران را جمع آوری ، تنظیم ، تدوین و در مجموعه ای منتشر نماییم،که مسلما بدون کمک و یاری شما بزرگواران و فرهنگ دوستان میسر نخواهد بود پس به انتظاریم

نظر یکی از خوانندگان گرامی در خصوص مطالب وبلاگ

 

دانشجوی ادبیات:
 
خطوطی که بعنوان شعر بیان می دارید شعر نیستند
 
نویسنده: دانشجوی ادبیات
جمعه 13 خرداد1390 ساعت: 19:1
سلام و خدا قوت به گفته کارشناسان شعر باید بیش از نثر ،هم موجب اندوه و غم و هم قابل استفاده تر باشد و اگر چنین نباشد شعر نیست نظم ساده است این موضوع در اشعار منتشره در این وب صدق می کند.محتوای نوشته های (نثر)شما به مراتب بهتر از شعرتان است که در اصل نباید این طور باشد اشعار باید قویتر و پرمحتواتر باشد چون بقول بزرگان ادب نظم چکیده ی نثر است .شما اگر به تحقیق بپردازید موفق ترید چون خطوطی که بعنوان شعر بیان میداریدش شعر نیستند و به ناظم آن شاعر گفتن خطاست امید است از قلم من رنجیده نشوید.با احترامات فراوان دانشجوی ادبیات فارسی( استان اردبیل)
 
 
مدیریت وبلاگ:سلام ما را هم پذیرا باشید. از این که نوشته هایمان نظر شما دانشجوی گرامی را جلب کرده و وادار ساخته است دست به قلم شوید خرسندیم.همچنان منتظر انتقادات و پیشنهاد های راهگشای شما منتقد گرامی می باشیم .قابل عرض است که ما هیچ وقت ادعای شاعری و یا نویسنده بودن نکرده ایم.قدمی هم که برداشته ایم هرچند با قلم ضعیف ولی با عشق و علاقه قوی به خاک پاک میهن بویژه زادگاهمان نیارا(نیارق)است و بس.امید است افتخار آشنایی نصیب ما بشود تا بیش از این از مقام علمی شما در جهت تصحیح ایرادات خود بهره مند شویم.یا علی مدد.
ملاحظه:نقد فوق بدون هیچگونه ویرایشی در قسمت نظرات مطلبی با عنوان "سایمیر"منتشر شده است
 
 

ارتباط باغرو و بارزو

 

ارتباط واژه های باستانی "باغرو" و "بارزو"

 

  روستای نیارق در دامنه کوه های سحر انگیز  باغرو واقع  است و در چند کیلومتری این روستا آبشاری با نام زیبای بارزو یا برزو قرار گرفته که در این مجال در ارتباط با این دو واژه (باغرو و بارزو) سطوری هر چند کوتاه و ناقص به عرض می رسد

در کتاب تاریخ آستارا در مورد باغرو آمده : باغرو در اصل "بغ" و "راو" بوده که از کلمه بغ به معنای خداوند و راه تشکیل یافته که مفهوم راه یزدان یا راه سلامت را می رساند.

گویا از این راه به دیدار تندیسهای ایزد مهر که در ارتفاعات قرار داشت می رفته اند و بعد ها یعنی بعد از دوران هخامنشی بغ مفهوم الهی خود را از دست داده و به معنی بلند پایگاه درآمد.

 برخی عقیده بر این است که برگردان واژه های بغ (bagh) و بک(bak) در زبان باستانی به معنای «خدا - سرور - شاه » می باشد. بغداد (= بغ + داد) ، باکو (= بکو) پایتخت های عراق و جمهوری آذربایجان از ریشه بغ و بک به معنای «خدا» ساخته شده اند و در جای جای ایران عزیزمان این واژه بر روستاها و آبادیها و شهرها و کوه ها در طول تاریخ نهاده شده است.

اگر بتوان بغ را به صورت "باغ" نوشت در فرهنگ ترکی معنی رابط و یا ارتباط دهنده را می دهد و می توان این گونه  احتمال داد که" باغ رو " یا "باغ یول " مسیری است که انسان را به جایگاه بلند مرتبه می رساند همچون "بغ"

"بارزو" مشابه و هم وزن باغرو است که نام  آبشاریست با بلندای ۱۶۰ متر واقع در اسبینه نیارق  و لاتون (کوه های باغرو)

 مسلما ارتباط ویژه ای میان این دو واژه(باغرو ـ بارزو)وجود دارد که برای کسب اطلاعات بایستی از کارشناسان و واژه شناسان مدد خواست.

برزو شلاله سی

 با این حال در این مورد چیزی که به نظر می رسد این است که: اگر "باغ رو "را به مفهوم مکانی بلند و یا راهی که به بلندی ختم میشود تلقی کنیم. "بارزو "را هم می توان عکس آن معنی نمود چون "زو " یا "زوی"در ترکی معنای زویمک(فارسی=لیز) را می دهد.در منطقه آذربایجان و روستای ما ـ نیارق ـ به سرسره بازی(نوعی بازی زمستانی) زویمک می گویند یعنی پایین آمدن بازیکنان از بلندی، همچون پایین آمدن آب از آبشار...

باغرو و بارزو در کتابهای تاریخی به شکلهای زیر آمده است

باغرو=باقرو ـ بکرو ـ بغرو ـ باغری ـ

بارزو=برزو ـ بارزاو ـ برزوو

برخی از منابعی که در تنظیم و تالیف این سطور به آنان مراجعه شده است عبارتند از:

لغت نامه دهخدا

تاریخ آستارا و حکام نمین  ـ نعمت اللهی

ویژه نامه سیمرغ

فرهنگ ترکی ـ فارسی ـ پرویز زارع شاهمرسی

سایت رسمی نیارق

مصاحبه با برخی کهن سالان نیارق

 و...