به بهانه شب چله
به بهانه "شب چله"
آناهیتا ،ایزد آب های روان و ایستا و نماد پاکی در باورهای کهن ایرانی خصوصا منطقه ما است. در برخی نوشته ها آمده که آناهیتا در بلندترین شب سال(شب آغاز زمستان) ایزد مهر را به زاد درآورد.بدین گونه، از فردای آن روز رفته رفته روزها بلندتر شده و پرتوهای خورشید،درخشندگی بیشتری می گیرند.
"مهر"،رهایی بخش جهان از نمایه های اهریمن و یاری رسان روشنایی در نبرد با سیاهی و تاریکی بوده،و بدین سبب ایرانیان و بویژه اهالی آذربایجان خصوصا ویلکیج، در گذشته در این شب دراز آتش افروخته و تا پگاه بیدار می مانده اند و بدینسان و البته به گمان، مهر را یاری می رسانده اند...و آنگاه با زایش اوست که جهان رو به فروزندگی و روشنایی می گذارد.
در نوشته های پیشین از قول نویسنده" تاریخ آستارا " آوردیم که : باغرو (رشته کوهی است که نیارق در دامنه آن واقع شده) در اصل "بغ" و "راو" بوده که از کلمه بغ به معنای خداوند و راه تشکیل یافته که مفهوم راه یزدان یا راه سلامت را می رساند.
گویا از این راه به دیدار تندیسهای ایزد مهر که در ارتفاعات باغرو نزدیکی نیارق قرار داشت می رفته اند و "یلدا"را تا صبح به اجرای آیین های ویژه مشغول می شده اند.
در همه مواقع خصوصا در این شب ،از سوی بزرگان توصیه بر این است که از نیکی سخن گفت و از پلیدی و بدی دوری گزید.
البته بر اساس عقیده زرتشت پیغامبر "بد" در آفرینش آفریدگار وجود ندارد بلکه زاییدهی اندیشه نارسای انسان است،و بهتر است بگوییم: "نیکاندیشی" و "بد اندیشی" در جهان وجود دارد. و چون نتیجه نیکاندیشی انسان، نیکگفتاری و نیککرداری است...و اینک که به بلندترین شب سال می رسیم با اندیشه و کردار نیک"یلدا" را چون همیشه چراغانی کنیم تا سپیده، به امید آمدن "چلچله" ها در بهار.
در صورت نیاز به اطلاعات بیشتر می توانید به منابع زیر مراجعه نمایید:
نشریه امرداد(۲۶آذر ۹۰) ـ ارتباط واژه های باستانی باغرو و بارزو(پایگاه نیارق پژوهی و نشریه صبح سبلان) ـ سایت:تیا اهو ـ کتاب:بینش زرتشت:نوشته خنجری ـ چند جمله کلیدی در اساطیر گاه شماری : انا کراسنولسکا"ترجمه ژاله متحدین" و...