نوروز در منطقه اهورایی نیارق
نوروز در منطقه اهورایی نیارق "ویلکیج"
باد ملایمی که در ۱۳ اسفند یعنی ۱۷ روز مانده به عید در منطقه می وزد ،در میان اهالی نیارق به وعده یئلی معروف است.اهالی بر این باورند که در این روز باد نفس گرم خویش را باز یافته و رنگ طبیعت به طور محسوسی تغییر خواهد یافت، و دیگر از برف و بوران خبری نیست .دیگر زمان زمستان سرد و کرسی گرم گذشته است .بلبلان خوش خوان با نغمه هایشان در باغها ،چمن زارها ،جنگل ها و چینه بوب بوب ها"شانه به سر"با صدای خوششان در اطراف روستا و مخصوصا در خرمن جاها آمدن بهار را بشارت می دهند.
این روزها پیرزنان "شده "هایی که از جنس کالایاغی گنجه به دور پیشانیشان به خاطر گریز از سرمای طاقت فرسای زمستان بسته بودند را باز می کنند و مردان هم کورکی ها را درمی آورند .چوپان ها این روز هارا جشن گرفته و گوسفندان و بزان را به صحرا می برند.صدای زنگوله های گوسفندان نیز آمدن بهار را در ذهن هر انسانی تدایی می نماید
هر چند به جهت وارد شدن رسانه ها به جامعه و تغییر روش زندگی و بافت ساختمان های سنتی ،برخی از سنتها ی دیرین در حال متروک شدن می باشد .ولی بنا بر حرمت و احترام به پیشینیان و با استفاده از تجربیات آنان،اکثر مراسم های سنتی این روستا با شور و شوق فراوانی برگزار می گردد.
در این فرصت به مناسبت فرا رسیدن عید نوروز با نمونه هایی از مراسم این عید باستانی در نیارق ـ این دیار اهورایی آشنا می شویم.
تکم و تکم گردانی
در گذشته یکی از مراسم بسیار زیبا و تماشایی قبل از عید تکم گردانی بود .تکم گردانان آمدن بهار و فصل شکوفایی را با خواندن ترانه هایی بشارت می دادند.این مراسم که بنا به گفته کهن سالان نیارق از گذشته های دور به نسل حاضر رسیده تا چند سال قبل ادامه داشت .متاسفانه چند سالی است که اثری از تکم و تکمچی در نیارق دیده نمی شود .البته گهگاهی می توان کودکان سنین ابتدایی را دید که در ایام نوروز (بین چرشنبه و تحویل سال) به تکم گردانی مشغول می شوند هرچند شاید نتوان این را با تکم گردانان سابق مقایسه کرد ولی در زنده نگه داشتن این سنت دیرینه نقش موثری ایفا می نماید که باید به حد کفایت از اینها حمایت کرد.
اهالی در گذشته دور کرسی جمع شده و با خوردن "چرز" که عبارت بود از سوتلو قورقا ـ کشمش ـ نخودچی ـ انجیرـ ایده و...با شور و شوق فراوان به ترانه های تکم چی ها که غالبا از روستاهای محال ویلکیج و بعضا هم ازخود روستا می آمدند گوش می دادند.
یکی از تکم چی هایی که(تقریبا ۷۰ سال پیش) از محال دیگر به نیارق می آمد غفار نام داشت که در روستا به تکم چی غفر معروف بود.به گفته پدر گرامی این حقیر وی یک ماه مانده به عید وارد روستا می شد و در زمستان سرد با استقبال گرم اهالی مواجه می شد .چون او مژده دهنده بهار و شکوفایی بود .
اهالی آنقدر به غفر علاقه داشتند که تا اواخر اسفند او را در روستا نگه می داشتند تا شب عیدی با دستی پر بدرقه اش کنند.
غفر به همراه چند تن از اهالی عصر و شامگاه هر روز به تکم گردانی مشغول می شد .گروه تکم گردانی به رهبری غفر به در خانه اهالی روستا رفته و این اشعار را با صدای زیبا ترنم می کردند.
سیزون بو تزه بایراموز موبارک
آیوز ایلوز گونوز هفتوز موبارک
*********************
یومورتانی یئددی رنگه بویارلار
یئددی سین ده تختین اوسته قویارلار
اوشاقلار تزه پالتارین گییه رلر
سیزون بو تزه بایراموز موبارک
آیوز ایلوز گونوز هفتوز موبارک
**********************
جناب جبرئیل نامه گتیردی
گتیرجه یین پیغمبره یئتیردی
موبارک قوللارین گویه گوتوردی
سیزون بوتزه بایراموز موبارک
آیوز ایلوز گونوز هفتوز موبارک
*********************
بیزیم یئرده قوهون قارپیز اکرلر
اونو تامام شهرلره توکرلر
تزه ایلین چوخ حسرتین چکرلر
سیزون بو تزه بایراموز موبارک
آیوز ایلوز هفتوز گونوز موبارک
********************
سرتیب سرطوله ده باغلار بوز آتی
اونون بوینوندا وار قیزیل ساهاتی
خانلار بی لر گلون وئرون باراتی
سیزون بو تزه بایراموز موبارک
آیوز ایلوز گونوز هفتوز موبارک
اهالی روستای نیارق از بس به برنامه تکم چی ها علاقمند بودند انعام و پای آنان را با کمی تاخیر می دادند تا بیشتر از هنرنمایی آنان بهره مند شوند از طرفی تکم چی ها هم که می دیدند عیدی صاحب خانه دیر کرده بعد از اشعار فوق ،سبک را عوض کرده و شعرهای زیر را می خواندند.
اریدی داغلارین قاری
توکولدی چایلارا ساری
بئش قیرانین نه میقداری
وئر الله اوغلون ساخلاسین
علی کمرون باغلاسین
و یا
هوروندی آی هوروندی
یوک دیبینه سوروندی
الله اوغلووی ساخلاسین
دور بیزی یولا سال ایندی
دکتر جابر عناصری استاد فرهنگ عامه در مقاله تکم و تکم گردانی می نویسد:
"جهت آشنایی با با واژه تکم ذکر این نکته ضروریست که در زبان ترکی آذربایجانی ،"تکه"به بز نر و قوی هیکل اطلاق می شود.در مراسم نوبهار خوانی که سنبل بهار و نشانه ی طراوت و رشد و شکوفایی طبیعت است .حرف "م"که به آخر واژه تکه افزوده شده،در زبان ترکی نشان ضمیر ملکی برای اول شخص مفرد است. پس تکم یعنی بزم یا بز من.لغت تکم چی هم باید در اصل تکه چی باشد اما چون در گفتار و اشعار که خطاب به تکه(یا عروسکی که به شکل تکه ساخته می شود)می خوانند غالبا تکه تکلم می گردد.در افوائ عامه این بز چوبین،"تکم"و عروسک گردان"تکم چی" خوانده می شود".
اود یاندیرما
اهالی روستای نیارق سه شنبه آخر سال را به سان مناطق دیگر آذربایجان آخبر چرشنبه می گویند.عموما اکثر مراسم نوروز در این روز انجام می گرفت و می گیرد.
اود یاندیرما یکی از سنتهای دیرین چرشنبه می باشد.در گذشته وقتی که هوا تاریک می شد هر خانواده یک سبد از کاه یا علف را پشت بام برده و آتش می زدند و یکی یکی از روی آتش می پریدند.در این روز دختران دم بخت بر اساس آرزوهایشان در حین پریدن از روی آتش جمله :
آتیل ماتیل چرشنبه
باختیم آچیل چرشنبه
را تکرار می کردند.و دیگر افراد خانواده هم در هنگام پریدن مصراع های :
آغیرلیغیم یوغورلوغوم
آزاریم بئزاریم بوردا قالسین
را می گفتند .
این مراسم با اندکی تغییر نسبت به گذشته همچنان مرسوم است.
افروختن آتش یادگاری از زرتشت می باشد که زرتشتیان آتش را مقدس می شمرده و مظهر پاکی می دانستند .عده ای هم عقیده بر این است که آتش افروختن از زمان مختار ثقفی مرسوم شده و این کار نوعی حمایت از خروج مختار بخاطر انتقام گیری از خون شهدای دشت کربلا است که نسل به نسل بدین زمان رسیده است.
قولاق آسدی(فالقوش)
یکی از رایج ترین مراسم های چرشنبه در نیارق قولاق آسدی می باشد بدین ترتیب که فردی بعد از نیت کردن بدون اینکه صاحب خانه خبردار شود وارد خانه شده و از پشت در به صحبتهای اهل خانه گوش می دهد و صحبت های شنیده شده را با نیتی که کرده است به نوعی تعبیر می کند.و حال صاحب خانه هم به اهل خانواده گوشزد می کند که در این روز "شب"نباید از یاس و ناامیدی صحبت کرد .در این مورد بایاتی هایی هم از گذشته گان به یادگار مانده که یکی از آن چنین است.
قوزوم بولاغا چیخیب
ائنیب بولاغا چیخیب
سیز الله خوش سوز دئیین
یاریم قولاغا چیخیب
این رسم اگر چه به طور کلی متروک نشده ولی به جهت تغییر بافت ساختمان ها کمرنگ شده است.
چرشنبه بازاری
این روزها تمامی بقالی های روستا رونق ترین روز را سپری می کردند .چونکه اکثر اهالی برای خرید لوازم عید از قبیل قاریشیق - قورابیه شال - چادرالیق - میوه و...به بقالی ها مراجعه می کردند . از بقالی های پررونق و معروف روستا (دهه های قبل)می توان به بقالی مرحوم حاجی اسد (اردبیلی الاصل) و ... اشاره کرد.
این روزها کلیه بقالی ها جانب مشتری را نگه داشته و بدون اینکه بدانند مشتری نقد می خرد یا خیر ،جنس درخواستی را تحویل می دادند و بعد از عید و شاید هم تابستان "حق حساب"می کردند.
شال ساللاما
شال ساللاما یکی از رایج ترین مراسم آخیر چرشنبه می باشد .در این روز جوان ها با در دست داشتن شال به پشت بام همسایه و فامیل (البته در میان جوانان نامزد بیشتر رایج بود)رفته و شال را از روزنه ای به نام "باجا "می انداختند و صاحب خانه هم بدون اینکه در صدد شناسایی صاحب شال باشد مقداری آجیل ،تخم مرغ رنگی و گاها هم" قا را پول"به شال بسته و دل صاحبش را خرسند می ساخت. اخیرا به جهت تغییرات کلی در بافت ساختمان ها (به صورت ویلایی)که اکثرا با سقف شیروانی پوشانده می شوند انجام چنین مراسمی میسر نیست..
تحویل سال
زمان تحویل سال افراد خانواده دور هم جمع شده، صحبت ها و خاطرات شیرین افراد مسن و با تجربه را در رابطه با عید های گذشته گوش می دادند و منتظر تحویل سال میماندند. متاسفانه اکنون رسانه ها مخصوصا تلویزیون این مجال را از مردم گرفته است.
یکی از کهن سالان روستا بنام مشهدی عظیم اوجاقی در خاطرات گذشته اش می گوید:
در گذشته دو روز مانده به عید برای انجام کاری به اردبیل رفته بودم که به علت بارش برف سنگین و سهمگین و بسته شدن راه ارتباطی اردبیل ـ نیارق بیش از یک هفته در اردبیل در کاروانسرای شادروان حاجی ممی مهاجری ماندم و روزی به روستا رسیدم که ۸ روز از عید گذشته بود.
بعد از تحویل سال افراد خانواده با قرائت یا مقلب الاقلوب والابصار و ... آمدن سال نو و بهار را به همدیگر تبریک می گویند . در این روز کین و کدورت ها دیگر معنی پیدا نمی کند چون کسانی که در طی یک سال با همدیگر قهر بوده اند به میمنت عید آشتی می کنند.
دراین روز بایرام سورفاسی که از آجیل - میوه - ماهی - آیینه سبزه .کلام الله مجید و...تشکیل یافته پهن می کنند.
مراسم" بایرام گوروشو" بعد از تحویل سال آغاز می شود که اول به خانه آنانی که در طول یک سال یکی از اعضای خانواده را از دست داده اند رفته و ابراز همدردی می کنند و با گفتن "آخیر غموز اولسون "سلامتی افراد خانواده را آرزو می کنند . بعد به دیدار دوستان و فامیل ها رفته و با صحبت های شیرین و بعضا هم آمیخته به طنز ساعاتی را با شادی و سرور هر چه تمامتر در کنار هم می گذرانند و عید را با اعاده جمله "نئچه بئله بایرام گوره سوز "به همدیگر تبریک می گویند.
عیدی دادن بزرگ تر ها به کوچکترها یکی از رسوم زیبا و دیرینه این دیار است که تا به حال رخنه ای به آن وارد نشده است.