ماه رمضان در نیارق

 

 

ماه ضیافت در روستای نیارق

 

اهالی نیارق برای انجام فرایض دینی ماه مبارک رمضان به سان سایر نقاط آذربایجان آیین ویژه ای دارند.هر چند بسیاری از آداب و سنن این ماه مثل دق الباب خانه ها برای بیدار کردن همسایگان در وقت سحر،رنگ خود را باخته و حتی فراموش هم شده است با این حال مردم متدین و مومن این روستا دارای رسوماتی هستند که ریشه در اعتقادات دینی و ملی آنان دارد.

شب زنده داری و خواندن قرآن و مشغول شدن به نیایش از برنامه های دیرینه اهالی این دیار می باشد که در شب های لیالی قدر هر چه با شکوه تر انجام می پذیرد.این روزها (شب ها)مساجد روستا از خیل اهالی خداجو و خریداران علم و معرفت لبریز می شود و نوحه ها و اوخشاما های سوزناک اهل دلان در نیمه های شب های قدر از دل سینه های روزه داران امیدوار جاری می شود.

صدای ربنا که از بلندگوهای مساجد شنیده می شود کوچه های روستا فضای خاصی را تجربه می کنند چرا که همه در تکاپو اند که خود را تا وقت اذان به خانه رسانده و در کنار خانواده بر سر سفره افطار حاضر شوند.

افطاری دادن یکی از مراسم پسندیده ای است که در نیارق معمولا از دهه دوم این ماه آغاز می گردد.اهالی به خانواده های مورد نظر یک روز قبل خبر می دهند تا خود را برای میهمانی آماده کنند.یکی از خصوصیات بارز این مراسم این است که بدون تشریفات انجام می پذیرد....

 صدای روح نواز اذان ممد آغا"ممش عمی" از صحفه خاطرات این حقیر هنوز هم پاک نشده است .این خاطره تقریبا به سی سال پیش برمی گردد که غروب هنگام می نشستم بر روی تخته سنگی نه چندان هموار که کنار خانه مان قرار داشت و منتظر می ماندم تا صدای "الله اکبر"ممش قاغا را از پشت بام مسجد جامع بشنوم.هرچند آن زمان به سن بلوغ نرسیده بودم ولی گاها "طاباق اوروجو"می گرفتم ....

در روز فطر(اول ماه شوال) اهالی از اوایل صبح خود را برای شرکت در آیین ویژه آماده می کنند .مهمترین مراسم این روز اقامه نماز عید فطر است که قبلا در محوطه ای باز نزدیک قبرستان برگزار می شد ولی چند سالی است در مساجد روستا برگزار می شود.بعد از اتمام این فریضه اهالی به زیارت اهل قبور رفته و با قرائت فاتحه و پخش احسان و نذری رحمت الهی را برای در گذشته گان آرزو می کنند.اهالی در این روز به دیدارخانواده های فامیل و آشنایان رفته و با گفتن جمله "اوروج نمازوز قبول"قبولی اطاعات و عبادات همدیگر را از خداوند مسئلت می نمایند.. همچنین به دیدار خانواده های داغدار رفته و به آنان بخاطر عزیز تازه درگذشته شان تسلیت می گویند.

پرداخت فطریه از دیگر فرایض شرعی و دینی است که میزان آن از قوت سالانه هر خانواده مثل گندم و یا مبلغ آن از طرف سرپرست خانواده به مستمندان هدیه می شود

نگاهی به کاربرد کلمات آغا،دده و آتا در نیارق

 

 

نگاهی کوتاه به کاربرد کلمات آغا،دده و آتا در نیارق و...

 

بنابر سنگ نوشته های اورخون لفظ آغا به معنی پدر می باشدکه در دوره های گذشته از جمله در زمان مغول آغا کلمه احترام آمبزی بوده و این لفظ به خاندان سلطنتی اطلاق می شده است.

در ترکی عثمانی آغا ، رییس ، اریاب و گاهی صاحب ملک و همچنین به معنی سرپرست خانواده هم آمده است و بعضا با کلمات دیگر نیز بکار می رود.مانند:چاووشی آغاسی=بازرس بازار ـ آغا بیگ=برادر ارشد

در میان اهالی ویلکیج از جمله روستای نیارق از گذشته های دور از لفظ آغا به معنی پدر استفاده می شود.

مقبره ای از سده های گذشته در قبرستان عمومی نیارق به یادگار مانده که در میان اهالی به آغا قبیری مشهور است.اهالی می گویند نام شخصی که در اینجا آرام گرفته میر باغیر است و بخاطر اینکه مورد احترام عام و خاص بوده "آغا "به نامش اضافه شده است.آغا قبیری یا همان (میرباغیر آغا)نین قبیری.

آغا معمولا به معنای بزرگ هم استعمال می شود مثل آغا قارداش= بوبوک قارداش ترجمه:(برادر بزرگ )این ترکیب قدیمی اکنون هم در نیارق رایج است.

آتا کلمه دیگر ترکی است که به معنی پدر بکار می رود بنا بر داده های تاریخ این لفظ در میان اوغوزها به عنوان احترام بدنبال نام اشخاص آورده می شده است مثل :حکیم آتا - سید آتا.

کتاب ارزشمند دانشنامه ایران و اسلام صفحه ۱۳به مقدس بودن این کلمه اشاره دارد و می نویسد "این کلمه معنی فرعی حکیم و حتی مقدس نیز دارد." آتالار سوزو که سخنان نغز و پر مغز پدرانمان است ترکیبی از کلمه آتاست.آتالار سوزو:آتا میندی آتاسینی تانیمادی

دده لفظ دیگری است که در نیارق و سایر نقاط آذربایجان به مفهوم پدر مورد استفاده قرار می گیرد.این کلمه از قدمت بیشتری برخوردار است.کتاب دده قورقود نزدیک به هزار سال قدمت دارد.با این حال این کلمه در میان نسل حاضر در حال فراموشی است و کمتر جوانی می توان یافت که پدرش را با لفظ زیبا و مقدس دده صدا کند.

در برخی لغت نامه ها دادا به معنی آتا آمده است حال برخی هم هستند که دادا را به برادر معنی می کنند و این گونه می پندارند که شکل قدیمی داداش دادا - داش -تاتا - تاش بوده که به مرور زمان دده داش - آتا داش - آتابیر و نهایت قارداش مبدل گشته است.

در کتاب اسناد و مکاتبات تاریخی ایران در جواب نامه (که به زبان ترکی نوشته شده) سلطان محمد که از طرف فرزندش شاهزاده مصطفی حاکم قرامان در خصوص نصب وی به فرماندهی سپاه و مامور جنگ با اوزون حسن کلمه "قارداش"بصورت "قرنداش" = قارینداش هم آمده است.

در حوالی نیارق چشمه ای با آب شیرین و گوارا به نام دده بولاغی وجود دارد که گویا در گذشته شخصی که مورد احترام و علاقه اهالی منطقه بوده از این چشمه استفاده می کرده است.وی هر کی بوده با نام دده شناخته می شده است...

منبع و ماخذ

  1. دانشنامه ایران و اسلام جلد اول
  2. داش و داداش سوزو حاقینداآچیقلامالار - عادل ارشادی فرد،نشریه ترکی یارپاق
  3. دیوان لغات الترک
  4. دایرت المعارف بزرگ اسلامی
  5. کتاب سنگلاخ میرزه مهدی استر آبادی
  6. کتاب اسناد و مکاتبات تاریخی ایران - گردآوری عبدالحسین نوائی چاپ سوم ۱۳۷۰
  7. مصاحبه با سالخوردگان روستای نیارق
  8. معلوماتی که این حقیر در طول زندگی کسب نموده است.

ملاحظه:استفاده از این مطلب و سایر مطالب این وبلاگ بدون ذکر منبع صحیح نمی باشد.