وطن عشقینده

 

وطن عشقینده

 

دئییره م آدوستلار آذربایجانین

تورپاغینا قوربان ائلینه قوربان

بالاجا اوشاغین جاوان قوجانین

دانیشان مقدس دیلینه قوربان

**********************

وطنین عشقینده یانان قلبیمی

دنیزلر سویو دا سوندوره بیلمه ز

یولومو تانیرام اوز دده م کیمی

هئچ کیمسه یولومدان دونده ره بیلمه ز

*************************

ائل اوچون یورد اوچون یاشایانلاری

ائل ده اوزی کیمی یاشاداجاق دیر

اوز کوکون کیملیگین اونودانلاری

ائل ده اوزی کیمی اونوداجاق دیر

*************************

چوخداندیر "اوجاقی"ائل حسرتینده

گوزومون یاشینی سیله بیلمیره م

بلکه ده اولمه یه ناقابیلم من؟

اودور کی یولوندا اوله بیلمیره م

خیدیر در نیارق

 

 

خیدیر در نیارق

 

بعضی از جشن های پیش از اسلام در میان ما آذربایجانی ها جایگاه خاصی دارد.بعد از اسلام این جشن ها یکی از عوامل تعیین و تشخیص هویت ما بوده است اسطوره ها و آیین های مربوط بدین رسوم در نوشته های زرتشتی و همچنین در آثار مولفان سده های اولیه اسلامی ثبت و ضبط شده و بعضی از رسم های کهن بخصوص مربوط به خیدیر نبی هنوز هم تا روزگار ما دوام یافته است.

نوشته حاضر به مناسبت همین ایام "خیدیر نبی"تهیه ـ تنظیم و تقدیم عزیزان فرهنگ دوست می گردد.

....چهار روز آخر چله بزرگ "بویوک چیله" و سه روز اول چله کوچک"کیچیک چیله" ـ یعنی هفتم تا سیزدهم بهمن ماه در نیارق به خیدیر نبی معروف است در گذشته با برگزاری آیین های ویژه (خیدیر) روستا حال و هوای خاصی پیدا می کرد از جمله این آیین ها تهیه قووت بود که با ترکیب و آسیاب کردن گندم برشته ـ بزرک"bazarak "نخودچی ـ عدس و ...بدست می آمد.

بنا بر گفته کهن سالان روستا و بر اساس منابع تاریخی در گذشته مقداری از قووت تهیه شده را در سینی بزرگ "که در نیارق به مئژمئیی معروف است" ریخته در اتاقی خلوت می گذاشتند و عقیده بر این بود که حضرت خضر نبی با قمچی آنرا متبرک می نماید.فردای آنروز قووت تبرک شده در بین یئدی قونشو "هفت همسایه"تقسیم می شد.

تا دهه های گذشته تهیه قووت در بین اهالی فرهنگ دوست نیارق مرسوم بود و تنها آسیاب"دییرمان"روستا روزهای پر رونقی را پشت سر می گذاشت و بنا بر احترم بر آیین پیشینیان "قبل از اسلام"در این روزها فقط قووت آسیاب می شد و آرد کردن گندم می ماند بعد از آیین خیدیر نبی.

در ایام خیدیر بعضی هم با ال داشی"آسیاب دستی"اقدام به تهیه قووت می نمودند که متاسفانه با از کار  افتادن تنها آسیاب روستا و خارج شدن "ال داشی" از چرخه زندگی، مراسم مربوط به خیدیر هم به حال متروک در آمد.

حقیر به خوبی بیاد دارم که قووت را با شکر و یا دوشاب قاطی کرده و می خوردیم که خیلی خوشمزه و مقوی بود.

در باور ها هست که خیدیر نبی یا خیدیر الیاس نفس گرمش را در چهار عنصر اصلی یعنی آب ـ آتش ـ خاک ـ و باد می دمد

خیدیر الیاس خیدیر الیاس

بیتدی چیچک گلدی یاز

در گذشته در ایام خیدیر معمولا برف زیادی می بارید طوری که پیران روستا نقل می کنند و شادروان بابا صفری هم در تاریخ اردبیل اشاره کرده دالان ها و تونل هایی برای عبور و مرور در زیر برف ساخته می شد و بعضی روزها چنان برف می بارید که در های خانه ها به کلی پوشیده می شد و اهالی به کمک همدیگر در خانه ها را باز گشایی می کردند و به علت انباشته شدن برف از تنگه های روستا به پشت بام رفته و رفت و آمدها از طریق پشت بام صورت می گرفت و ارتباط نیارق با روستاهای اطراف و شهر ها تا هفته ها قطع می شد.

 

 

هر چند در زمانهای گذشته مردم در مضیقه بودند و امکانات امروزی برای گریز از سرمای طاقت فرسای زمستان نبود ولی استفاده از گرمای لذت بخش کرسی ـ نشستن دور هم و گوش دادن به صحبت های حکیمانه پیران خردمند و نقل داستان های فولکولوریکی مانند داستان کور اوغلو ـ اصلی کرم ـ مختارنامه و خوردن شب چره"از قبیل گردو ـ فندق ـ ایده ـ انجیر ـ قورقا" و ...چنان شور و شوق به ادامه زندگی می داد که سختی های زمستان را از یاد می برد...

منابع

تاریخ و فرهنگ نمین ـ فرح بخش ستودی

اردبیل در گذرگاه تاریخ ـ بابا صفری

جند جمله کلیدی در اساطیر گاه شماری ـ انا کراسنولسکا"ترجمه ژاله متحدین"

آذربایجان شیفاهی خالق ادبیاتی ـ پاشا افندی یو باکی "الفبامیزا چئویرن محمد علی اوجاقی نیارق"

مصاحبه با کهن سالان نیارق

و.....

استفاده از این تحقیق با ذکر منبع آزاد است